خرید بک لینک

درباره سایت

جامع ترین وبلاگ

امکانات وب


-->-->-->
-->-->--> -->-->-->

FreeCod Fall Hafez

-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->

Best Cod Music

خری آمد به سوی مادر خویش******** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری********اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا : ای پسر جان********تورا من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل*******یكی را كن نشان،چون نیست مشکل

خرك از شادمانی جفتكی زد********كمی عرعر نمودو پشتكی زد

بگفت : مادر به قربان نگاهت **** به قربان دوچشمان سیاهت

خر همسایه راعاشق شدم من******** به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت:مادر برو پالان به تن كن ******** برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسومات زمانه ******** شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتا پالان خریدند پای عقدش ******** یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یك طویله ******** همانطوری كه رسم است درقبیله

خر دانا كلام خود گشایید ******** وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم،آیا رضائی ******** به عقد این خر خوشتیپ در آیی

یكی از حاضرین گفتا به خنده ********عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید ********كه خر خانم سرش یكباره جنبید

خران عرعر كنان شادی نمودند******** به یونجه كام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی

برچسب: نویسنده: hldkeze تاريخ: 2 / 12 / 1390 ساعت: 11:59 AM

صفحه بندی